مرتضى راوندى
417
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و علاء الدوله سمنانى از مشايخ صوفيان كه در قرن هشتم وفات يافته از تأثير و نفوذ انديشههاى عطار و مولوى چنين گفته : سرّى كه درون دل مرا پيدا شد * از گفتهء عطار وز مولانا شد اين گونه اشعار تنها اشارهايست به تأثير عميقى كه عطار ، در قلوب شمار بزرگى از صاحبدلان و سخنوران بعد از خودش كرده كه پرتو آن حتى به سعدى و حافظ هم رسيده است . . . تاليفات عطار از نظم و نثر بسيار و شماره آن را به عدد سورههاى قرآن ، 114 كتاب نوشتهاند ، چنان كه در كتاب مجالس المومنين آمده : همان خريطهكش داروى فنا عطار * كه نظم اوست شفابخش عاشقان حزين مقابل عدد سورهء كلام نوشت * سفينهاى عزيز و كتابهاى گزين در هر صورت آثار شيخ بسيار بوده ، بطورىكه برخى او را از اين حيث طعنه زده و به پرگويى متصفش دانستند . - وى كه از اين طعن و اعتراض آگاهى داشت در مقام دفاع از خود گفت : كسى كه چون منى را عيبجوى است * همين گويد كه او بسيار گوى است و ليكن چون بسى دارم معانى * بسى گويم تو مشنو ، مىتوانى « در واقع نظر شيخ موافق دعوى خود متوجه به معانى بوده و هريك از تصنيفات خود را براى توجيه مطالب عرفانى ساخته ، حتى در اين راه بسا فصاحت لفظ را فداى اداى معانى نموده و اشعار ناروا و نازيبا هم سروده است و در اين شوق به معنى ، از رسوم و متعارفات شعرى در گذشته است » « 1 » گاه عطار انديشههاى عرفانى را يكسو نهاده به بيان واقعيات و محسوسات و توصيف زيبائيهاى طبيعت و مناظر دلنشين باغ و بوستان مىپردازد : بادِ شمال مىرسد جلوهء نسترن نگر * وقت سحر ز عشق گل ، بلبل نعرهزن نگر سبزه تازهروى را نوخط جويبار بين * لاله سرخروى را ، سوختهدل چون من نگر خيرى سرفكنده را در غم عمرِ رفته بين * سنبل شاخشاخ را مروحهء « 2 » چمن نگر ياسمن لطيف را همچو عروسِ بِكر بين * باد مشاطه فعل را جلوهگر سمن نگر نرگس نيم مست را عاشق زردروى بين * سوسن شيرخواره را آمده در سخن نگر
--> ( 1 ) . رضازاده شفق : تاريخ ادبيات ايران ، پيشين ، ص 125 به بعد . ( 2 ) . بادبزن